Scroll Top

آموزش ساخت بج سینه | بج سینه،پلاک فلزی،لوح تقدیر |گروه پلاک ساز

بج سینه

تاریخچه آموزش ساخت بج سینه

از اواخر قرن شانزدهم آموزش ساخت بج سینه ، گراور برجسته به طور مجزا به روی فلز باب می شود ، چه به روی چوب و چه به روی فلز ، آهسته و آرام به فراموشی سپرده می شود ، چرا که گراورهای برجسته فلزی ، بر خلاف چوب که امکان شکستن دارد ، به هیچ وجه نمی شکند و قادر به انجام دادن کارهای بزرگ تر است ، زیرا چوب در اندازه های بزرگ همچون فلزات یافت نمی شود و سرانجام هنرمندان آثاری بزرگتر و غالباً ظریف تر از چوب جهت چاپ برجسته به وجود می آورند.
در پی این تغییرات و نوآوری های گوناگون و گراورسازی به روی فلز و بج سینه ، شیوه دیگری به وجود می آید که آن عبارت است از : سود جستن از مغارهایی فلزی که دارای لبه های تیز فولادی همچون نوک پیکان است و با کشیدن آن به روی سطح فلز ، فلزی که سطحش پوشیده از ورنی است ، ایجاد بافت های گونگون ، مانند بافت ریز و درشت و یا متراکم و منبسط می کند. بدین ترتیب ، برای شکل دادن به چنین بافت هایی از ابزار و پرس تایدوس که بعد از پرس تیپکو گرافی ساخته شده است بهره می گیرند. پرس تایدوس از سال 1450 به کار گرفته می شود و اوج شکوفایی آن در قرن های شانزدهم و هفدهم است . قابل ذکر است که از آن زمان تا به امروز نیز پرس تایدوس همچنان مورد استفاده حکاکان و چاپگران در سراسر گیتی قرار می گیرد.
از هنرمندانی که پس از آشنایی و به کارگیری شیوه زیلو گرافی به این شیوه نیز علاقه ای وافر نشان دادند و آثار بسیاری را در این زمینه به وجود آوردند می توان به هنرمند فلورانسی آدرئا مانتنیا و یا هنرمند آلمانی آلبرشت دورر و یا هنرمند سوئیسی هانس هولباین و یا هنرمندان دیگری مانند هانس بورکمر و چندی دیگر از هنرمندان در سراسر جهان اشاره کرد.
طبق مدارک و شواهد به دست آمده در ساخت پلاک فلزی ، به نظر می رسد قدیمی ترین چاپ های دستی در آلمان اثر هنرمندی باشد که امضای او با حرف s.e  مشخص شده است ، هنرمندی که بیش از سیصد پلیت را با پرسوناژهای همشکل و تا حدودی شبیه به هم و با دستخطی شخصی و منحصر به فرد حکاکی و چاپ کرده است. همچنین ، این آثار تأثیر بسیاری در آثار دیگر هنرمندان آلمانی مانند مارتین شونگائر جوان که به سال 1430 در شهر کلمار متولد و در آن ساکن شده بود و آلبرشت دورر از خود باقی می گذارد.

بج سینه

مارتین شونگائر ، که یکی از بهترین نقاشان کشور و زمانه اش بود ، در زمینه چاپ دستی  و چاپ فلز نیز به همان مقام و ارزش و سرانجام شهرت دست می یابد و آثار ارزنده ای را در چاپ دستی ارائه می دارد ، آثاری که چندی بعد دیگر در آموزش ساخت بج سینه هنرمندان ایتالیایی نیز از آن ها اقتباس می کنند و بهره می گیرند ، مانند فیلیپی معروف به بو تیچلی که یکی از حکاکی های به دست آمده به روی مس را متعلق به او و یا به باجیو بالدینی می دانند.همچنین در این باره ، منتقدان هنر بر این باورند که اگر حکاکی انجام شده به روی مس متعلق به باجیو بالدینی باشد ، بی تردید طراحی آن به ساندرو بوتیچلی تعلق دارد . آنتونیو پولایوئولو آندرئا مانتینا و شاگرد پر آوازه اش ، زوان آندرئا ، همچنین چنان که قبلاً اشاره کردیم ، نه تنها آثار هنرمند گمنام ، S.E  ، تأثیر بسیاری در به وجود آمدن آثار دورر می گذارد ، بلکه وی از آثار شونگائر نیز متأثر می گردد.

آلبرشت دورر ، که بی هیچ تردیدی یکی از بزرگترین و پرکارترین هنرمندان آلمان به ویژه در زمینه نقاشی و چاپ های دستی است ، در نورنبرگ متولد می شود و همان جا به فعالیت می پردازد. پدر بزرگ او یک مهاجر مجارستانی و جواهر ساز بود که به سال 1454 در نورنبرگ اقامت می گزیند و بدین ترتیب ، همان صنعت جواهر سازی می پردازد و سپس در پانزده سالگی ، نزد میکائل ولگموس ، هنرمند نقاش و مجسمه ساز ، به فراگیری هنر نقاشی دل می بندد و در زمینه چاپ های دستی به تجربه اندوزی می پردازد.

قابل ذکر است که در قرن های پانزدهم و شانزدهم ، شهر نورنبرگ برای آلمانی ها همان نقش و ارزشی را داشت که ونیز و فلورانس برای ایتالیایی ها داشتند.

به هر تقدیر ، باید اذعان داشت که آلبرشت دورر در ارائه آثار چاپی به صورت برجسته ، گود و صاف روی قالب های چوبی و فلزی از سرآمدان آن روزگار محسوب می شود و به جرأت می توان گفت که در آن زمان ، هنرمندی هم تراز او نبوده است.

شکوفایی و رونق چاپ دستی در آموزش ساخت بج سینه

قبل از اینکه به دستاوردهای قرن هفدهم در اروپا بپردازیم ، لازم است نگاهی گذرا به پیشینه این آثار داشته باشیم . در واقع باید گفت که از اواخر قرن پانزدهم ، یعنی از 1480 به بعد ، هنرمندانی ظهور کردند که زمینه را برای شکوفایی هرچه بیشتر هنر گراورسازی مهیا نمودند.

از هنرمندان این دوران می توان به حکاکان هلندی مانند لوکاس ون لیدن و ایتالیای مانند کریستوفر روبتا ، مارک آنتوآن رایموندی و شاگردانشان اشاره کرد. همچنین ، از اواسط قرن شانزدهم ، هنرمندان دیگری پا به عرصه حیات نهادند که بسیار تأثیر گذار بودند ، مانند جوبست امان ، وندل دی یترلن ، که به ترسیم صحنه های دریایی علاقه نشان می دادند و نیز صحنه هایی که لوکاس ون لیدن با توجه به ترسیم فضای نقاشی آفریده است. لوکاس ون لیدن 39 سال زندگی کرد و در این عمر کوتاه ، توجه خاصی به مشکلات اجتماعی زمان و کشور خود داشت. روبتا نیز که هنرمندی از اهالی توسکان یکی از شهرهای هنرپرور ایتالیا بود به کپی و تکثیر اثری از فیلیپینولیپی می پردازد ، به ویژه اینکه وی نگرشی منحصر به فرد به منظره سازی داشته است.

ناگفته نماند که روبتا 36 سال از عمر خود را صرف حرفه جواهر سازی و آموزش ساخت بج سینه و تولید بج سینه کرد و چه بسا این حرفه سبب شد تا وی در ساخت و ساز گراورهای خور ، هنرمندی بسیار موفق و پیشرو باشد.

مارک آنتوان رایموندی نیز ، که در بولونیا متولد شده ، پس از چندی به رم سفر می کند و در آنجا در حدود 1510 اولین گراور خود را با کپی کردن یکی از از آثار رافائل که یکی از برجسته ترین هنرمندان دوره رنسانس است به وجود می آورد ، سپس به کپی کردن آثار هنرمندان دیگر می پردازد و این کار را هدف اصلی خویش قرار می دهد.

Leave a comment

×

 

سلام!

چگونه می توانم به شما کمک کنم ؟

× چگونه می‌توانم به شما کمک کنم؟